تبليغاتX
آدمک مجازی - به اینجا بیایید!
حسین تیموری

 

 چروکهای صورتش

خیابان را له می کند که برود در کسی مثل خودش

در هستی نه نیستم تا در کدام بودن

حس کنم به راه در کسی

به باشگاه بی کسی سلام میل می کنم و از واژه زخم می کشم

که به درد ِ کسی مثل خودم نخورد به ماه

و از استکان همسایه موش برای نهار 

د

ع        و

ت

به کسی سر این میز دروغ گفته ام و از اندام زمین

آدم را به مرز

م

د

آ

خوانده ام

و از سر چهار راه گونه هایت دم می کنم چای روز هر شنبه را

که فعل چندم ماشین

عوض می کند همۀ رمزهای لبت که از سرازیری ِ کسی

به همۀ اتفاق ها سیم ها را آویزان می کنم

و خودم را در چروکهای دایره به دریا می زنم

که از کسی شبیه این موج بدرود نگفته باشم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آبان1386ساعت 17:23  توسط حسین تیموری  |